تبليغاتX
<:.:.: Sinus Alpha :.:.:>
مبارک آبیها...

نصف عمر شدم از ضربه زیبای جباری که مویی از کنار دروازه قندیها اوت شد و جون به لب شدم تا این سیاوش بالاخره یه توپو تو گل کرد. بابا یه کمی اون جلوها به هم بیشتر پاس بدین تروخدا!!!

آخه از هر جا که بهتون توپ رسید نزنین زیرش یه کمی نیگاه کنین شاید بغل دستیتون جای بهتری وایستاده. یه کم کمتر خوره بازی در بیارین.

ولی خداییش کارای ترکیبی رو حال اومدین، انصافا بعضی صحنه هایی که اس اس توی بازی بوجود میاره توی فوتبال ایران تکه...

توی یه روز سرد پاییزی روزی که همه غولهای ثروتمند پر مدعا به مساوی جلوی حریفاشون نه نگفتن این تیم استقلال√ بود که از بخت بوجود اومده نهایت استفاده رو برد و خودشو به سقف لیگ فوتبال ایران چسبوند.

جایی که واقعا امسال حقشه.

جدا از جدول لیگ امسال در کل حالا استقلال√ 213 امتیازی شده و 5 تا رو سر فولاده که 208 تا داره البته پاس 204 و پرسپولیس 201 امتیازین ولی این هفته همه چیز دوباره بر وفق مراد آبیه

هفته آینده وقتی استقلال فولاد رو برد و پاس و پرسپولیس مساوی کردن اونوقت جدول میگه:

 

  1. استقلال             216
  2. فولاد                   208
  3. پاس                   205
  4. پرسپولیس          202

انشاالله...

 

 دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 0:35  توسط سینا  | 
سوم شدیم...
خدایا از اینکه نوای دلم رو شنیدی و وقتی گفتم به داد تیممون برس رسیدی صد هزار مرتبه شکرت خدایا ممنون که ما رو سوم کردی و خفت چهارمی رو نچشیدیم
آخه ضایع بود تو زمین خودمون چهارم میشدیم
بالاخره هر چی باشه سوم رو سکو میره که چهارم رو سکو نمیره
قابل توجه بعضی ها که پارسال میفرمودن سومی با چهارمی فرقی نداره!!!
2 تا پنالتی زورکی زدیم. اولی رو داور دلاور به زور برامون گرفت دومی رو خود توگویی ها به زور بهمون دادن.
ضربه اول دایی همیشه کاپیتان گل نشد! ای وای خاک عالم حالا چیکار کنیم ضایع شدیم... در این لحظه سخت مردی دلاور بنام دلاور به دادمون رسید و گفت: اهکی! باید از نو بزنین من حواسم نبید!
ضربه دوم کاپیتان مثل اینکه همچین به دل دلاور قصه ما نچسبید و دوباره دستور تکرار دادند.
ولی اینبار دیگه کاپیتان گول هیچکس حتی دلاور رو نخورد و محکم کوبید توی دروازه تا به همه بفهمونه که با هوشتر از این حرفاس! اینجا بود که عادل خان هم زبان گشود و گفت این داور توی بازی اول هم کم به نفع ما نگرفت. البته طبق سنوات گذشته این دلاور.
پنالتی دوم رو بهنرین بازیکن ایران توی این بازی یعنی وحید هاشمیان تبدیل به گل کرد. این پنالتی در حالی به زور تقدیم ایران شد که مدافع توگو با دست روی سر دایی توپو زد که حداقل از گلزنی دایی جلوگیری کنه و این بخت رو به وحید بده
خوب الهی شکر که به خیر گذشت. علاوه بر اینکه جناب دادکان در مصاحبه با شبکه خبر باز هم بر حمایت از کادر فنی تاکید کرد.
 دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 1:32  توسط سینا  | 
اینم از روز اول تورنمنت تهران...

بفرمایین اینم یه تورنمنت 4 جانبه که از همین بازی اول معلوم شد که کلیه اصول مهمان نوازی رسمی، غیررسمی، بین المللی و محلی داره رعایت میشه!

یه تیم زیر 23 سال درجه 5 اروپایی رو دعوت کردیم و با تمام بازیکنان پر مدعای به اصطلاح فیکس و اصلی تیمی بنام ملی یه برد تقدیم و به پاشون ریختیم.

مفت و مجانی یه فینال هم دادیم که حداقل از هوای سرد تهران دلگیر نباشن آخه به خدا هوای تهران دست ما نیست و گرنه اونم براشون گرم میکردیم.

آخه ما مهمان نواز شماره 1 دنیا هستیم.

میگن تیم اصلی مقدونیه فردا با تیم لیختن اشتاین بازی داره، البته شما فکر نکنین که تیم لیختن اشتاین رو به تیم ایران ترجیح دادن، نه به خدا اونا برای تیم زیر 23 سالشون و بازیکنانی که بالاخره خوبن ولی در حد ملی نیستن ارزش قائل شدن و اونا رو آوردن تهران 2 تا بازی مهمان ایرانیها باشن که بگن ما به یاد بازیکنان خوبمون هستیم حیف که تیم ملی مون 22 تا بازیکن بیشتر نداره.

صحنه های جذاب بازی تمام ذهن منو فرا گرفته:

 صحنه اول که اولین حمله مقدونیه اولین کرنر اونا رو رقم زد و اولین خروج زیبای بهترین گلر ایران میرزاپور و اولین گل مقدونیه!!!.

صحنه دوم پاس رو به عقب بهترین دفاع راست ایران ستار زارع و خروج به موقع بهترین گلر ایران میرزاپور و گرفتن توپ با دست توسط بازیکن با تجربه و حرفه ای ایران.

صحنه سوم یک سانتر عرضی زیبا توسط مقدونیه و پیمودن عرض دفاع ایران از روی سر بهترین مدافعان ایران گل محمدی، رضایی و زارع و وجود بی تاثیر بهترین گلر ایران و گل دوم مقدونیه!!!.

این تعویضهات منو کشته برانکوی شجاع!

این همه فوتبالیست محق توی ایران و یه جمع مشخص که مثل کنه چسبیدن به این لباس و ول کن هم نیستن، خیلی جالبه از رو هم نمیرن و آخرش میگن نتیجه مهم نیست ما کارهای تاکتیکی مونو تمرین کردیم که راضی هم هستیم.

«کی جواب داره بده؟؟؟»

 خدایا به دادتیممون برس

 جمعه بیستم آبان 1384ساعت 20:3  توسط سینا  | 
جام چهار جانبه تهران...
بنده همینجا خداوند را شاکرم که دو تیم پاراگوئه و توگو که در جام جهانی حاضرند پاشدن اومدن ایران.
میگن توگو دعوت ژاپن رو رد کرده که بیاد ایران آخه پاراگوئه رو ترجیح داده نه ایران.
تازه میگن توگو و پاراگوئه به شرطی که با هم بازی کنن اومدن.
یه چیز دیگه هم میگن، این مقدونیه تیم ذخیره هایی که 100سال تو تیم اصلی بهشون بازی نمیرسه رو ورداشته آورده.
یادتونه اول صحبت از چه تیمایی بود؟ کرواسی، رومانی، حتی من هلند رو هم شنیدم.
به مربی شجاع تیم ملی گفتن حالا چرا با مقدونیه بازی میکنین با توگو و پاراگوئه بازی نمی کنین؟ ایشون فرمودند چرا با مقدونیه بازی نکنیم؟ ما میخواستیم با یه تیم اروپایی مثل رومانی بازی کنیم شانس ما نیومد بجاش مقدونیه اومد. هر چی باشه تیم اروپاییه.
تازه ال جی هم نیومد. حالا دست به دامان ایرانول و ایران خودرو شدن تا به هر حال بگذره. و این نیز بگذرد...
ولی من بازم اعلام میکنم:
« نه برانکو این کاره س، نه فدراسیون وقت، نه این بازیکنانی که تو اردو هستن.»
 پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت 0:10  توسط سینا  | 
آقای جلالی و این عادل خان...
این بنده خدا آقای جلالی چه دل خوشی داره!
بنده خدا نشسته روی بازی استقلال و پرسپولیس کلی و نصفی تحلیل جمع کرده ریخته توی رایانه بعد از 30 دقیقه توی گرمای 300 درجه فارنهایت یه چیزی پخته بنام تحلیل از بازی استقلال و پرسپولیس! که اتفاقا هیچ ربطی به متن بازی هم نداشت.
بعدش هم دست پختشو ورداشته آورده برنامه 90 عادل و داره یه چیزایی میگه که اولش من فکر کردم با ما نیست و داره برای خودش حرف میزنه.
بیچاره پروین حق داشت جلالی رو جواب کرد آخه حرفاش تو کله بازیکنای قرمز نمیرفت، اگه می خواست با اونا هم از سرعت بازی و بازیکن و سرعت مشاهده و تاکتیک حرف بزنه، 2 روزه همین زیر توپ زدنم یادشون میرفت. بکش زیرش تاکتیک روون و به روز تریه همه هم میشناسنش نیازی به آموزش علمی و عملی هم نداره!.
البته ایشون از بازی هیچ چیزی به عنوان تحلیل نگفتن فقط یه مقایسه در تعداد 450 پاس تیم بارسلونا در یک بازی کردن و گفتن استقلال 270 تا پاس میده و پرسپولیس 220 تا و تازه امیدوار نباشیم با این بازیکنان و طی چند سال به این رکورد برسیم.
عادل خان هم که دنبال جنجال میگرده این دفعه رفته و لب خونی کرده ببینه بازیکنان توی زمین چه حرفایی بهم میزنن. وای خدا مرگم! بده مگه تو بازی الفاظ رکیک هم ردوبدل میشه؟ تازه گفت محمود فکری یه حرکتی کرده جلوی تماشاگرای پرسپولیس که روم به دیفال(دیوار!) نمیتونم نشون بدم.
آخه عادل جون توی همچین بازی مگه صحبت نقل و نباته که تو توقع داری به هم حرفای لطیف بزنن. خوب هر کی کم میاره فحش میده که حداقلش دلش خنک بشه. آخه خدای نکرده عقده میشه میمونه سر دلش بعدا معلوم نیست چجوری خودشو نشون بده. بذار تو بازی راحت باشن. تو هم اینقدر گیر سه پیچ نده.
 چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 0:36  توسط سینا  | 
فیروز خان برو...
این فیروز خان خط آهنو با یه مشت جوون بی ادعا به دندون گرفت و به زحمت از هشت خان رد کرد و رسوند جایی که اصطلاحا بهش میگن لیگ برتر.( راستی لیگ برتر به چه نوع لیگی میگن؟؟؟)
چند تا بازی که گذشت همه دیدن که نه بابا بچه های خط آهنی هم خوب توپو میگردونن نکنه دردسرساز بشن؟ دیدار با آبیها همه دیدن که چقدر خوبو روون ولی بدون عنصر تجربه دارن بازی میگردونن. تازه خیلی جالبه ضد فوتبال هم بلد نیستن.
نگران شدن.
وقتی بچه های خطوط آهنی روبروی پلیس تهران مثل آهن ایستادن دیگه وقت براندازی فیروز خان بود. چون اینطور که معلوم بود خط آهن نمیخواد راهی که از دسته یک اومده رو برگرده تا دل برزیل آبادان خنک بشه! این بود که به فیروز خان گفتن: «برو....!!!»
خط آهن همون تیم قدیمی و ریشه دار و بازیکن سازی بود که فراموش شده بود و یه نفر بنام فیروز خان دوباره به همه نشون داد که خط آهن هنوز زندس و رفت و آمد در اون جریان داره.
اما جناب معمایی بجای دستت درد نکنه فقط تو دهنش یه کلمه بود.
«برو....!»
 دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 1:0  توسط سینا  | 
تکرار...
به محض اینکه بازی تموم شد، یه لیست تکراری و از پیش تعیین شده که اسمشو تیم ملی گذاشتن ولی با اونچه که واقعیته زمین تا آسمون فرقشه از طرف باند حاکم این روزهای فوتبال ایران زمین منتشر شد.
در کنار هسته تکراری این لیست چند تا گل و برگ برای تزیین قرار دادن که قیافش با قیافه لیستای قدیمی فرق کنه. ولی باطنش چی؟ همونه که بود.
مثل اینکه شما هر روز نهار قرمه سبزی بخورین یه روز با ماست یه روز با سالاد یه روز با پیاز یه روز با شلغم یه روز با هویج یه روز با لبو .... ولی در اصل شما دارین هر روز نهار قرمه سبزی می خورین.
طی تحقیقات وسیع بخش پژوهش های «سینوس آلفا»، دلیل بقای مربی این تیم که ملی نام نهاده شده اینست که او یک مربی بی اختیار و بهترین حرف گوش کن باند حاکم فوتبال ماست که کلی احترام واسه نظر حاکمان این باند قائل است و روی حرف آنها هیچ حرفی که ندارد هیچ بلکه کلی هم دفاع غیر کارشناسی از خودش در میکند!
بابا چیکار داری به این حرفا، یه پول مفت واسه حرف شنویت داری میگیری که هیچ جای دنیا بهت برای حرف شنوی اینقدر نمیدن. ایران بمون هم که نیستی، فوق فوقش 7،8 ماه تحمل می کنی بعد می ری واسه خودت صفا سیتی!
تازه داداشتم از سر زمین بابات بلند کردی آوردی به نام مربی قالب نارنجی های شیراز کردی، اونا هم از سر معرفت و اینکه ستارشون تو تیمی به اسم ملی موندگار بشه تازه نفرات دیگه رو هم توی تیم شما داشته باشن هیچ حرفی نزدن.
بودن یا نبودن داداش شما برای نارنجی های شیراز هیچ فرقی نداشته. اونا همون نتایجی رو می گیرن که با نبود ایشون هم میتونن بگیرن.
تا کی میخواین حقیقتو که مثل خورشید تو آسمونه انکار کنیم؟؟؟
 دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 0:58  توسط سینا  | 
تموووم شد...
شماره 59 به نام آبی و با یک شاخه گلی که یه مشهدی به تمام ایرانی های آبی دنیا هدیه کرد نوشته شد.
همه قرمزا گفتن یه توپ اوردن همونم رفت تو گل! ما 5،6 تا داشتیم هیچکدوم نرفت تو گل!
بعضی ها هم کاسه کوزه رو تو سر یه پسر شیرازی شکستن که چی؟ که وسط زمین آبیا توپو لو داده 5 دقیقه بعد آبیا گل زدن!!! پیدا کردن پرتقال فروش به عهده من و شما.
اما آبیها! شماها توی 4 تا بازی 1 گل زدین، آمارتون مأیوس کنندس! رفتنتون به رده سوم جدول شماها رو گول میزنه.
قرمزا هم که به سلامتی رو به تعطیلاتن، بیشتر از اینکه به فکر بهتر شدن باشن به فکر جور کردن بهونه برای مصاحبه های آخر بازی هستن.
آخه فکر کنم مهمتر از بازیشونه بالاخره تلویزیونه دیگه کلی هم دختر میبیندشون، خدا رو چه دیدی دله دیگه شاید از مدل ریششون یا ابرویی که بالا میندازن یا ... حالا دیگه
از فکر اوت انداختن بیاین بیرون همیشه نمیشه شما بالا سری باشین، تازه سر بالای سر بسیار است.
به هر حال تموم شد.
برنده اصلی بازی داور آقای ژرمن بود! چرا؟ از من نپرسین، از کسی که چکشو امضا کرده بپرسین!
تا دوباره بهم برسن کلی دست انداز و چاله چوله رو باید رد کنن، اونوقت که کنتور شماره 60 رو نشون بده وقت انتقام قرمز و ادامه برتری آبیه.
 دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 0:56  توسط سینا  | 
آدم فروووشی...
تعريف: يکی از شغلهای جذاب، پر طرفدار، ايرانی پسند، راحت، کم خرج و ... که روز به روز به انسانهای شريفی که به اين کار مشغولند اضافه ميشود
از محاسن آن: شاعر معاصری ميفرمايند، "جيگر حال آوريست عجيب!"
که آخ آخ آخ که چه حالی ميده اين آدم فروشی.
درستی حرفمو "قيصر59" تاييد ميکنه
 شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 0:43  توسط سینا  | 
امرووز...
امروووز يه بازِيه توپه. بين S و N آهنربای فوتبال ايرانه!!!
بدو بدوی 20،30 تا آدم فوتبالی به دنبال يه توپ!
داد و بيداد کلی آدمی که بيرون گود نشستن
رد و بدل شدن لطيف ترين الفاظ روی هوا و زمين
تو سرو کله زدن 100هزار آدم که نصف بيشترشون از زور بيکاری می رن اوستاديون(!)
البته همون نصف بيشتر هم به اونجا ميگن اوستاديون.
تازه از اِن همه مشتاق که بگذریم ميرسیم به 10،20 ميليون آدمی که پای تی وی هاشون سر کار رفتن.
آخرش هم طوری که قبلا گوشزد شده باشه مساوی ميشه!
و آخر آخرش هم هيچکدوم طعم قهرمانی رو نمی چشن.
با اون همه ادعا و پولهای کلانی که خرج يه سری ميشه که شايد يک صدم هم ارزش اونو نه خودشون نه کارشون داره
اين درسته؟؟؟
خدا به خير کنه
 جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت 23:55  توسط سینا  | 
یاد...
يادت باشه، اينجا فراموش نشه...
در ضمن عيد فطر مبارک
 جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت 2:4  توسط سینا  |