تبليغاتX
<:.:.: Sinus Alpha :.:.:>
پرنده آبی

همان شب خواب دیده بودی:

یک پرنده آبی، با پرهای نقره فام و سخت و زیبا، سحرگاهان در آسمان پرواز میکرد.تنها و مطمئن بر فراز شهر خفته پرواز میکرد. گویی که آسمان و زندگی قلمرو اوست. ناگهان به پایین سرازیر شده بود تا در دریا شیرجه بزند، دریا را دریده بود و آبفشانی از نور پراکنده بود و شهر بیدار شده بود.

شهر شاد و خوشحال بود، چرا که از مدتها پیش نوری به خود ندیده بود. در همان لحظه آتشی نیز تپه ها را فرا گرفته بود و مردم از پنجره های باز خبر خوش را جار میزدند.هزاران نفر به میدانها ریخته بودند و آزادی بازیافته را تهنیت میگفتند:« پرنده آبی! پرنده آبی پیروز شد!»

ولی تو میدانستی که همه اشتباه میکردند وپرنده آبی باخته بود. بعد از شیرجه به دریا انبوهی از ماهیها به پرنده حمله کرده بودند تا چشمانش را درآورند و بالهایش را بدرند.. نبردی ترسناک و بی بازگشت میان آنان آغاز شده بود. پرنده با شجاعت و مهارتی بیهوده از خود دفاع میکرد. دیوانه وار به هر طرف نوک میزد و با بالهایش امواج عظیم و کف آلودی بلند میکرد که تا ساحل میرسیدند.

ماهیها خیلی زیاد بودند و او خیلی تنها با بالهای مجروح و زخم خورده و کله متلاشی شده. پرنده خون میریخت و نیرویش دم به دم ضعیف تر میشد تا بدانجا که سرانجام با فریادی از درد به ژرفای دریا فرو رفت و نور را نیز با خود برد.

 آتش تپه ها فرو کش کرد و شهر به خواب رفت و تاریکی آمد. گویی هرگز اتفاقی نیفتاده بود.

 

 جمعه سی ام دی 1384ساعت 1:53  توسط سینا  | 
عید غدیر مبارک

سلام.

عیدتون مبارک.

توی این عید باید به سراغ سیدها رفت و عیدی گرفت.

من دیروز از سید مصطفی عیدی گرفتم. تازه سید مهدی هم مونده که هنوز ندیدمش ولی بهش اخطار کردم که حتما عیدی منو کنار بذاره.

باید به سراغ اون یکی سید مهدی و سید کاظم هم برم. بالاخره همینجوری نمیذارم از زیر عیدی دادن فرار کنن. گرچه امسال دیگه در کنار همکارانم نیستم وگر نه آمار عیدیم بالای بیست، سی تا میزد.

حیف که امسال اینطوری شد...

یادش بخیر سالهای قبل دور و ور ما خیلی شلوغ بود. ولی حالا ما موندیمو یه دنیا غریبه های رنگارنگ و چند تا ستاره که مدام سوسو میزنن... حالا ما موندیم و ...

عیدتون مبارک

 پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 2:43  توسط سینا  | 
در جستجوی سکه...

یک داستان: 

روزی پسر کوچکی در خیابان، سکه ای یک سنتی پیدا کرد. او از پیدا کردن سکه آنهم بدون زحمت خیلی ذوق زده شده بود. این تجربه باعث شد که او بقیه عمرش هم با چشمای باز سرش را پایین بگیرد و به دنبال سکه بگردد!

او در تمام طول زندگی اش، 296سکه 1 سنتی، 48 سکه 5 سنتی، 19 سکه 10 سنتی، 16 سکه 25 سنتی 2 سکه نیم دلاری، و یک اسکناس مچاله شده پیدا کرد یعنی جمعا 13 دلار و 26 سنت.

اما در برابر بدست آوردن این ثروت! او زیبایی دل انگیز 31369 طلوع خورشید، درخشش 157 رنگین کمان و منظره درختان افرا در سرمای چاییز را ازدست داد.

او هیچ گاه ابرهای سفیدی که بر فراز آسمانها در حرکت بودند، ندید. و پرندگان در حال پرواز، درخشش خورشید و لبخند هزاران رهگذر، هرگز جزیی از خاطرات او نشد.

 

نویسنده:

به نظرم چیزی زیادی از دست نداده، همه اینا بعد از یه مدت تکراری میشن و دیگه زیبایی گذشته رو ندارن 

 

 دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 3:3  توسط سینا  | 
تا کی؟؟؟

تا کی؟ تا کی میخوای بگی نمیشه نمی تونم خسته شدم

تا کی؟ تا کی میخوای بگی حوصله هیچ چیز و هیچ کس رو ندارم. از این زندگی بیزارم

تا کی؟ تا کی میخوای بگی زندگیم تکراری شده و دیگه نمیخوام زنده باشم

تا کی؟ تا کی میخوای به دیگران هی غر بزنی و گله کنی

آخه اونا چه گناهی دارن؟

تو نمیتونی بگی زندگی تا کی ادامه داره، چون خودت خواستی که اینطور باشی. پس ادامه داره تا بی نهایت

خودت خواستی زندگیت کسالت آور و خسته کننده باشه

خودت خواستی همه از تو دور باشن و هیچ دوستی نداشته باشی

خودت خواستی صبح تا شب گوشه خونه کز کنی و هیچ کس رو تو اتاقت راه ندی و فقط به آسمون نگاه کنی و منتظر معجزه باشی

لابد هی به خودت لعنت میفرستی که اصلا چرا متولد شدی؟

یه خودکار بر میداری و روز تولدت رو تو تقویم زندگیت خط میزنی و تازه فکر میکنی شاهکار کردی

اصلا تا حالا فکر کردی از خودت چی میخوای؟ اصلا تو کی هستی؟

برای چی آفریده شدی؟ اگه تو نبودی، چی میشد؟ چی از دنیا کم میشد؟

 

 شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 3:12  توسط سینا  | 
دعایی برای تنهایی

خدایا!

ذهنم پریشان است، قلبم بی قرار است، افکارم شوریده اند و درمانده ام

پس رشته زندگیم را به دست های امن تو میسپارم

آنگاه توفان میخوابد و آرامش تو حکمفرما می شود

 جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 21:16  توسط سینا  | 
چند کلمه ای برای دوستم
از اینکه اینقدر بی گدار به آب زدی بی اونکه حتی بلد باشی که خودتو رو آب نگه داری خیلی عصبانیم. حالا هم هی نشستی زانوی غم بغل گرفتی که چی؟ عشقی که ظرف یک هفته بخواد طوری شکل بگیره که با تو اینطوری کنه بدون که اصلا ریشه ای نداره.

چقدر بهت گفتم به بازی دیگران نرو. خودت باید بفهمی که میخوای چیکار کنی، ببین توی چه محیطی هستی و این گندی که میزنی آیا درست شدنی هست یا نه! همین طوری زدی به آب؟؟؟ امان از دست این سهل انگاری تو

تازه تو یه مردی نباید اینطوری قاط بزنی و هذیون بگی. امیدوارم این مسئله برات تجربه باشه که دیگه با تحریک دیگران خطایی مرتکب نشی. حالا هم چیزی نشده، زود باش دستتو بده به من و از روی زمین بلند شو، یه آبی به سر و صورتت بزن، مثل یه پسر خوب به زندگیت برس. منم یادت نره

انشاءالله

 پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 1:19  توسط سینا  | 
اسباب بازی...

خدا انسان رو آفرید... بهش اسباب بازی داد. بهش گفت اگه حوصلت سر میره و نمیتونی تا آخر عمرت منتظر بمونی، من بهت اسباب بازی میدم تا دنیا برات زود بگذره اینقدر مشغول باشی که گذر عمرت رو نفهمی تازه اون وقت هم که بخوام جونتو بگیرم همش بخوای فرار کنی

 

یکسری مشغول بازی با تجارت شدن، یه سری بازی سیاست، یه سری بازی گرگم به هوا، یه سری موش و گربه، یه سری مجنون شدن دنبال لیلی، یه سری از هول حلیم افتادن تو دیگ، یه سری سوار شدن، یه سری پیاده، یه سری خوابیدن و خوابهای طلایی دیدن، یه سری هم کابوس دیدن و دیوونه شدن، یه سری سر هم کلاه گذاشتن، یه سری هم کلاه اینو اونو ورداشتن، یه سری همدیگرو سر کار گذاشتن، یه سری بال درآوردن و پریدن، یه سری از بلندی سقوط کردن، یه سری توی جنگ خروسها مردن، یه سری اشک بقیه رو درآوردن، یه سری تلخک شدن و همه رو خندوندن، یه سری رفتن شکار، یه سری شکار شدن، یه سری فرار رو بر قرار ترجیح دادن، یه سری به کوه پیمایی رفتن، یه سری هم روی زمین صاف راه رفتن، یه سری هم روی زمین غلتیدن، یه سری یادگاری گذاشتن، یه سری برای خودشون لعن و نفرین خریدن، یه سری هم...

 

ولی آخرش چی؟ همه مردن و رفتن. اما همه یه جورایی با اسباب بازیهاشون بازی کردن و میدونم که نفهمیدن که دارن بازی میکنن... چه وقت همه اینا میخواد روشن بشه؟؟؟ حتی اونایی هم که میگن دنیا محل گذره خودشونم با یه اسباب بازی مشغولن و فقط حرف میزنن. مثل من!!!

 

 یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 13:11  توسط سینا  | 
یک درخواست دیگر
بنده همین جا از مصطفی عزیز درخواست میکنم:

اون VHS که خودت میدونیو به من بده تا رو CD بزنم. اگه عکسهایی هم از اون سالها داری بده تا حداقل ما هم بی نصیب نمونیم. از اون موقعها فقط سه چهار نفر بیشتر برام نمونده.

لطفا

 یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 0:59  توسط سینا  | 
دعوت از هکران ایرن زمین

خبر: (به نقل از ایسنا) امارات متحده عربی سایت رسمی سه جزیره ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی را راه اندازی کرد. به گزارش روزنامه الخلیج در این سایت که در سطر اول آن ذکر شده:« امارات متحده عربی؛ جزایر اشغال شده تنب کوچک و بزرگ و جزیره ابوموسی» عکس ها و نقشه هایی از این جزایر ایرانی گذاشته شده است. همچنین عملکردهای دولت ایران و راه اندازی موسسات دولتی و نظامی در این جزایر ایرانی توسط ایران ذکر شده است. این سایت توسط روزنامه الخلیج چاپ امارات و موسسه انتشاراتی دارالخلیج راه اندازی شده است.

 

درخواست: من به عنوان یه ایرانی از تمام هکران با استعداد و با ذوق ایران دعوت میکنم که با هک کردن این سایت جواب دندان شکنی به این اقدام اماراتیها بدهند.

اون از اسم خلیج فارس، اونم از ثبت مردان نامی ایران زمین به نام خودشون( زرتشت ،ابوعلی سینا، ابوریحان بیرونی و مولوی و...) حالا هم میخوان صاحب خاک ایران بشن. نشون بدیم که فرزند کوروش هستیم و با قدرت از حریم ایران حفاظت می کنیم.

انشاءالله

 سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 0:43  توسط سینا  | 
رده بندی بهترین فیلمهای دنیا

آخرین رده بندی در نظرسنجی سایت "IMDB" نشان میدهد که فیلم " پدرخوانده I " با کارگردانی "فرانسیس فورد کاپولا" در رده اول قرار دارد.جالب اینکه فیلم "رستگاری در شاوشنک" بالاتر از فیلمهای "پدرخوانده II" ، "کازابلانکا" و ... در مکان دوم قرار دارد. فیلم "پدرخوانده II" نیز در مکان سوم این نظرسنجی می باشد.

از:  سهیل

 دوشنبه دوازدهم دی 1384ساعت 15:36  توسط سینا  | 
یک افتضاح بزرگ در آزادی
نمیخوام بگم... نه اصلا اصرار نکنین که بگم...

نمیخوام بگم که پرسپولیس توی آزادی جلوی چشم تماشاگراش، جلوی چشمای سبز پروین(مطلب حمید رو بخونین) جلوی چشمای خمار غلام پیروانی و میلیونها بیننده تلویزیونی از تیمی مثل فجر سپاسی ۴ تا گل خورد. من اصلا نمیخوام در اینباره چیزی به شما بگم.

فقط میخوام بگم که قراره بایرن مونیخ (همونکه ماله آلمانه ها)، بیاد توی همین آزادی با این تیم بازی کنه، حالا همه چیزشون به راهه فقط مونده یه بازی تدارکاتی با تیم اروپایی که توانشونو محک بزنن. ببینن بابا چند مرده حلاجن...

عجب... پول بازیکناشونو ندارن بدن، اما ۲ میلیون دلار دارن بدن یه مربی خارجی بیارن، بعدش هم پول بدن بایرن مونیخ بیاد تهران باهاشون بازی کنه...

چه خبره این پرسپولیس که هیچکس حاضر نیست ازش دل بکنه؟؟؟ گنج منجی در کاره؟

 شنبه دهم دی 1384ساعت 2:53  توسط سینا  | 
تحمیل یک مساوی
بازی استقلال با صبا باتری با تحمیل یک مساوی به استقلال تموم شد. فدراسیون و کمیته داوران به نتیجه دلخواهشون رسیدن. گرچه اونا دور اندیشی هم کردن و امیر قلعه نوعی رو از بازی حساس پاس محروم هم کردن. به اضافه امیرحسین صادقی که اونم با کارتی به رنگ فدراسیون! از زمین اخراج شد.

خوشبختانه داغ گل زدن به استقلال همچنان به دل پیرمرد (علی دایی)، موند. کی میشه تو هم به استقلال گل بزنی؟؟؟ شاید وقت گل نی. بیچاره پیرمرد!!!

امیدوارم بازیهای روز جمعه جوری رقم بخوره که همچنان استقلال در صدر جدول از حاشیه امنیت برخوردار باشه، مثلا چی؟ مثلا سایپا با پاس مساوی بشه، بقیه هم که در ردیف صحبت کردن ما نمیگنجند که بخواییم به بازیشون حتی بپردازیم...

انشاءالله...

 جمعه نهم دی 1384ساعت 2:21  توسط سینا  | 
ثبت یک افتخار بزرگ

خبر: یک خرس قهوه ای که از سرما و گرسنگی به محوطه دانشگاه آزاد تبریز پناه آورده بود، در یک اقدام جسورانه، فداکارانه، شجاعانه، مادرانه، پدرانه، هوشمندانه، آخر عملیات پلیسی ...  و با آینده نگری با حضورنماینده دادستانی تبریز، صدا و سیما، نیروی انتظامی، آتش نشانی، سایر دانشجویان و اقشار تحصیل کرده و متولی حفاظت محیط زیست تبریز پس از 7 ساعت محاصره به دست یکی از شکارچیان قدیمی تبریز! در ابتدایی ترین شکل ممکن به قتل رسید.

علت:                 به تشخیص مدیر کل دامپزشکی تبریز ابتلای این حیوان به هاری

علائم:               به خاطر آب ریزش بینی و گوشه گیری خرس

گونه حیاتی:       نادر و زیر گونه خرس قهوه ای، حفاظت شده و شکار آن ممنوع است!

زیستگاه:            شمال غربی ایران و کردستان عراق

 

مامورین این سازمان فاقد تفنگ بی هوشی بودند ولی نمی تونستند از روشهای دیگه حیوان رو بیهوش کنن؟؟؟ طعمه آغشته به داروی بیهوشی یا استفاده از قرص بیهوشی و روشهای دیگه رو برای کجا گذاشتن؟ کجا باید از اونا استفاده کرد؟؟ حتما جایی که تفنگ بیهوشی نداشته باشیم! نه؟؟

 

در این ماجرا انجمن حفاظت از حیوانات و موسسه عالی آموزش نبی اکرم این اقدام مسئولان شهرستان تبریز را به شدت محکوم کردند  و فقدان امکانات مقید سازی از جمله تفنگ بیهوشی مانند عذری بدتر از گناه است که از جرم و گناه قاتلان این مخلوق الهی نمی کاهد.

 

مورد مشابه: ماه پیش در هلند به خاطر کشتن یک گنجشک توسط تفنگ بادی خشم عمومی مردم برانگیخته شد و اعتراضات جهانی بسیاری را به دنبال داشت. عامل این تیراندازی محکوم به پرداخت 170 یورو جریمه نقدی شد. حساب کنید یک خرس به اندازه چند گنجشک ارزش دارد و جریمه کشتن خرس چقدر می شود؟؟

 

 و اما کشف نابغه ای دیگر در کشور: این ماجرا باعث شد ما به کشف یک نابغه در ایران نائل بشیم. چون:

دکتر هومن ملک چور( یک دامپزشک) میگه برای تشخیص هاری حداقل 12 روز باید حیوان قرنطینه بشه. ولی رئیس دامپزشکی تبریز نشون داد که 12 روز، صرف کاغذ بازی اداری میشه از این اداره به اون اداره، از این طبقه به اون طبقه، انواع و اقسام امضاء ها و کمیسیونها و جلسات و... و کلا اتلاف وقته. اصل کار در یک دقیقه انجام میشه!!!

اینجا شما باید... و باید به اوج هوش و ذکاوت رئیس دامپزشکی تبریز پی ببرید. به این میگن تشخیص در جیک ثانیه، سیم ثانیه، سه سوت یا به قول خود رئیس ایکی ثانیه. واقعا خارق العاده س ایشون 12 روز آزمایش و نگهداری برای تشخیص هاری را در ظرف کمتر از یک دقیقه انجام دادن اونهم از راه دور و بدون دخالت دست!!!

 

فاجعه ای دیگر در راه است؛ کاپیتولاسیون شکار: سازمان حفاظت محیط زیست دست به صدور مجوز ننگین شکار و حمایت از شکارچیان خارجی زده از جمله مجوز شکار پلنگ ایرانی!!! به دست شکارچیان خارجی

 

نظرتون رو اعلام کنید.

 دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 2:21  توسط سینا  | 
جدی یا شوخی!؟

قسمت جدی داستان:

سخنگوی دولت چاد به خبرنگاران گفت:دولت چاد از امروز با سودان در حال جنگ است و دوستان چاد باید این کشور را با تمامی امکانات در تجربه ای دشوار حمایت کنند.

 

و اما شوخی داستان:

سخنگوی وزارت خارجه سودان: ما هیچ خصومتی با دولت چاد نداریم و هر گونه دخالت در امور چاد را رد می کنیم. فکر نمی کنیم این موضوع چندان بزرگ و جدی باشد!

 

 دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 2:16  توسط سینا  | 
آخر تفاهم!

سنول گونش مربی ترک که جمعه در استادیوم آزادی حاضر شد و بازی پرسپولیس و سپاهان رو از نزدیک دید. پرسپولیس باخت و گونش عطای این تیم رو به لقاش بخشید.

هیئت مدیره پرسپولیس با گونش روز شنبه 3 جلسه طولانی برگزار کردند. اینطور که پیداست پیشنهاد مالی سنول گونش 2 برابر پیشنهاد پرسپولیسه، در ضمن سنول اختیار تام میخواد و گفته کادر فنی رو من خودم شخصا انتخاب میکنم. پرسپولیس هم گفته با اضافه شدن گونش هیچ کس از ترکیب کادر فنی خارج نمیشه، اگر تغییری باشه با نظر پروین است.

این مربی بزرگ ترک پس از خاتمه جلسات از تهران به سمت ترکیه گریخت!!! فقط گفت تا آخر هفته جواب میدم
 دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 2:14  توسط سینا  | 
استقلال، قهرمان نیم فصل

هفته پیش کار استقلال ذوب کردن آهن توی آزادی بود و این هفته پروندن برق از چشای شیرازیا جلوی چشای وق زدشون!

حدود یه ماه پیش استقلال قهرمان نیم فصل مجازی لیگ شده بود. از این لحاظ مجازی که هنوز 2 تا بازی از نیم فصل مونده بود که لیگ خوابش برد. البته لیگ خوابش نمیومد اونو با لالایی خوابوندن. و امروز هم قهرمان نیم فصل واقعی شد.

طالب لو با گلی که از مهدی شیری خورد طلسمو نتونست حفظ کنه ولی به هر حال استقلالیا 3 تا گل زدن تا برقیا بفهمن گل زدن به استقلال عواقب سختی داره.

 

جدول تاریخ 5 ساله لیگ برتر هم تا اینجا به صورت زیره:

 

  1. استقلال                ۲۲۰امتیاز
  2. فولاد                     ۲۱۰امتیاز
  3. پاس                      ۲۰۷امتیاز
  4. پرسپولیس             ۲۰۵امتیاز

به امید قهرمانی استقلال. انشاءالله...

 شنبه سوم دی 1384ساعت 2:10  توسط سینا  | 
پیش بینی جواد کاظمیان
این یارو جواد خان کاظمیان خیلی خوش بینانه و ناجوانمردانه بازی های لیگ رو برای ما پیش بینی کرده.
این بابا در مصاحبه با روزنامه شرق گفته: سایپا و پاس که نمیتونن بالای جدول بمونن، ذوب آهن هم ترکیده، سپاهانم مال این حرفا نیست، استقلال هم تیمی نیست که بتونه همه امتیازا رو جمع کنه، پس ما قهرمانیم
!!!!
 پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 3:24  توسط سینا  | 
یه شعر برای من

دل من یه روز به دریا زد و رفت

پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

پاشنه کفش فرار و ور کشید

آستین همتو بالا زد و رفت

یه دفه بچه شدو تنگ غروب

سنگ توی شیشه فردا زد و رفت

حیوونی تازگی آدم شده بود

به سرش هوای حوا زد و رفت

دفتر گذشته ها رو پاره کرد

نامه فردا ها رو تا زد و رفت

زنده ها خیلی براش کهنه بودن

خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

هوای تازه دلش می خواست ولی

آخرش توی غبارا زد و رفت

دنبال کلید خوشبختی می گشت

خودشم قفلی تو قفلها زد و رفت

 پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 1:41  توسط سینا  |