تبليغاتX
<:.:.: Sinus Alpha :.:.:>
سرگردانی

این روزها در میان ِ استیلای حرارت ِ ستاره ی آتش، تلاش ِ زیادی کرده ام که بار ِ دیگر بتوانم در برگزاری ِ سمفونی ِ رهایی ِ پیکانهای سرگردان قدمی بردارم، لیک نتوانسته ام. با اینکه تمام ِ جهت ِ حرکتی شان را بارها و بارها روی کاغذ آورده ام و هزاران بار عنوان ِ رهایی را در زیر نتهای این سمفونی نوشته ام تا در آنها نیز عنوانشان تلقین شود، باز هم موفق به برگزاری شان نبوده ام.

نمی توانم گرمای هوا را در عدم موفقیتم سهیم کنم، اما شاید این ابرهای گرمازای سیاهی که از آسمان ِ چشم ِ چپم طلوع کرده اند و دارند تمام ِ سپیدیش را همرنگ ِ خود می کنند و قصدشان اینست:
به بطلان کشاندن ِ دیدگاه و بارقه ی جزیی ِ خردی که در مغزم وجود دارد، و سلطه ی تیرگی اندیشه و اندوه مالیخولیایی و خشم و بیرحمی و ندامت و پشیمانی!

شاید پاییز 87 بی دلیل زیبا نباشد. شاید روزی از همین روزهایی که با این پاییز میایند و بی صبرانه با ولع انتظارشان را می کشم، بندی از صدها بند ِ بسته به پایم آزاد شود. و آزادی تنها و تنها و تنها چیزی است که می تواند صیقل دهنده ی آیینه ی وجودم شود. و گرنه با وجود این بندها و دانستن اسیری چه دلیلی برای شعف وجود دارد؟
نداشتن برایت اندوهبار است و داشتن برایت بند ِ اسارت! می مانی سرگردان میان ِ این تضاد!

گویی یک قالب ِ چهارخانه ای از پولاد، روی سیال ِ وجودت افتاده است و با فشاری از جنس ِ زمان، تمام ِ وجودت را به چهارخانه ی مساوی تقسیم کرده است و تو اسارتت را میان  این چهار بعد ِ روزگار،ِ روح و جسم و ماده و معنا تجربه می کنی. تمام ِ داشته ها و نداشته هایت را می توانی در یکی از این خانه ها بیابی. دلایلت برای عناوین ِ این اسارت را در یکی از این خانه ها می یابی.

میدانم روزی، وقتی نوای این سمفونی گوشهایم را از شنیدن تمام ِ آواهای این دنیا محروم کنند، آنگاه بسته ی پیکانهای سرگردان باز می شوند و هر پیکانی به سویی و به سمتی گریزان روان می شوند.
و من نیستن را تجربه کنم و در کمال ِ نبودن به هستی برسم. و این تجربه را جز به رسیدن به نیست شدن زمان، به چیزی نمی توانم جستجو کنم.

ای کاش تو نیست شوی ای زمان!

پ.ن:
1- در روزهای آینده پی خواهم برد: کدام بیگانه با طاعون، مرگ خوش را تجربه کرد.
2- باید بر این کلام صادق هدایت صحه گذاشت:
« در زندگی زخم هایی است که مثل ِ خوره روح ِ آدم را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد.
این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد
... »

 دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 23:49  توسط سینا  |